دو مطلب جالب که این چند روز خواندم هر مطلبی که از دیدم جالب بود اینجا میگذارم (تا زمانی که سرم خلوت شود خود بنویسم!)
مقاله
"آسیدابول"
نوشته علی
اکبر سعیدی سیرجانی
و از کتاب " ته
بساط":
آسید
ابول
خدابیامرز
اموات شما و
همه رفتگان
اهل اسلام را،
پدر خدابیامرز
من اولین کسی
بود که پای
کتاب و مجلات
را به ولایتمان
بازکرد.
کتابفروشی پیرمرد
اگر برای خودش
جز دردسر و زیان
حاصلی نداشت
برای من که در
سالهای
دوروبر ده
سالگی می پلکیدم
و حرص سیری
ناپذیری به
خواندن مجلات
هفتگی داشتم چیزی
از مقولۀ خلوت
بی مدعی و سفرۀ
بی انتظار
بود. یکی از
هفتگی های
دهاتی پسند آن
روزگار مجله ای
بود به نام
"ترقی" با
سرمقاله هایی
به قلم مدیرش
لطف الله ترقی
که من دلباختۀ
قلمش بودم.
لطفا
تامل کنید و
محکومم نکنید
که بچۀ ده
دوازده ساله
را چه به
خواندن
سرمقالۀ مجله
که جای طرح
مسائل سیاسی و
پیچیده مملکتی
است. علت شور و
شوق من به
خواندن
سرمقاله های
ترقی این بود
که نویسنده
بجای انشاء
عبارات ملقلق
و پرطمطراق،
در هر شماره با
نقل قصۀ شیرینی
می کوشید
حرفهایش را با
شیوۀ تمثیلی
به خوانندگانی
که غالبا
شهرستانیهای
از همه جا بی
خبری بودند
منتقل کند.
باری،
یکی از روزها
شمارۀ تازه
مجلۀ ترقی از
راه رسیده بود
و مشغول
خواندن
سرمقاله اش
شده بودم که
مشتری دائمی
کتابفروشی از
راه رسید. آسیدمصطفای
مرحوم را می
گویم که ظاهرا
باید معرف
حضور اغلب شما
خوانندگان
پرت و پلاهای
بنده باشد. سید
نازنین از نعمت
خواندن و
نوشتن بی نصیب
افتاده بود،
اما شوق عجیبی
داشت به اطلاع
از همه جریانهای
روز و شنیدن
همه مقالات و
اخبار جراید.
و هر وقت از
برابر
کتابفروشی
پدرم می گذشت
و مرا مشغول
خواندن می دید،
با عبارت همیشگی
اش به سراغم می
آمد که " آمیرزا،
مگه چی نوشته
اند که اینجوری
ششدانگ حواست
رفته توی
مجله؛ بلند
بخوان من هم
گوش کنم." و از
آن به بعد وظیفۀ
همه روزه من
شروع می شد : هم
خواندن مقاله
و هم شنیدن
تفسیر و تعبیرها
و گاهی هم
اظهارنظرهای
فنی آسیدمصطفی.
آن روز
هم سید رسید و
مجبورم کرد
سرمقاله ترقی
را برایش
بخوانم. ...» ادامه
سیر قهقهرائی گلوبالیزیشن و عواقب بحران اقتصادی اخیر

ترجمه و تلخیص: نادر احمدی
شنبه، 2009/07/18
« مطلب زیر خلاصه مقاله ای است که در نشریه
آمریکائی " روابط خارجی " درج شده است. آقای راجر- س- آلتمن نویسنده این
مقاله در سالهای 1994- 1993 معاون وزیر خزانه داری آمریکا بوده است. ارزش
اعترافات مطلب زیر آنجا برجسته می شود که از زبان یک مقام رسمی سابق دولت
آمریکا و یک تئوریسین اقتصادی بیان می شود. » ......».ادامه مطلب
نامه سعیدی سیرجانی، یک انسان شریف و یک نویسنده بزرگوار و یک ایراندوست بزرگ به یک رهبر قاتل خامنهای..» [اینجا بخوانید]
|
+| نوشته شده توسط
خْشتهرا در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388
|